نشانه گذاری درختان جنگلی یکی از مهمترین حساسترین و مشکلترین وظیفه یک مهندس جنگل می باشد. زیرا پس از تهیۀ طرح جنگلداری و تنظیم جدول برش که دارای برنامه ریزی سالیانه و برای مدت ده سال می باشد چنانچه در تصمیم گیری و برنامه ریزی ها نواقصی موجود باشد، توسط نشانه گذار قابل اصلاح است و به عبارت دیگر نشانه گذاری آخرین فردی است که برای وضیعت حال وآینده جنگل تصمیم می گیرد. از اینرو مهمترین کار در واحد تولید بیولوژیکی نشانه گذاری است که نیاز به علم، تجربه احساس و دقت کافی دارد لذا قبل از پرداختن به این موضوع(نشانه گذاری) ضرورت دارد که خصوصیات بهره برداری از جنگل به اختصار تشریح گردد.

موقع بهره برداری

 یک درخت (توده جنگلی) بر حسب هدف و نوع استفاده از آن در زمانهای مختلف بهره برداری می شود که به ان موقع بهره برداری می گویند که شامل موارد ذیل می باشد

الف) موقع بهره برداری فیزیکی

یک درخت یا توده جنگلی موقعی قابل بهره برداری است که به بالاترین درجه استفاده ای که از آن می توان انتظار داشت برسد. مثلاً درختان حمایتی و حفاظتی تا پایان دیر زیستی و مرگشان نگهداری می شوند.

ب) موقع بهره برداری مطلق

زمانی که یک درخت بدون توجه به نوع وکیفیت چوب، حداکثر درآمد مادی را برای ما داشته باشد به آن موقع بهره برداری مطلق می گویند در این زمان رشد جاری سالیانه برابر رشد متوسط سالیانه می باشد.

ج)موقع بهره برداری فنی

مدت زمانی که یک درخت یا تودۀ رستنی بیشترین مقدار چوبی را که برای مصرف معینی لازم است تولید کند ازاینرو بهره برداری فنی برحسب هدف برای مصارف مختلف متفاوت است.

د)موقع بهره برداری اقتصادی(اجتماعی) درخت

آمادگی اقتصادی درخت موقعی است که با توجه به کیفیت و نوع گونه، چوب آن برای مصارف متعددی به کار برود، به عبارت دیگر رویش متوسط سالیانه به حداکثر مقدار خود برسند. بنابراین زمان بهره برداری اقتصادی وقتی فرا می رسد که درخت بیشترین ابعاد را داشته و چوب آن سالم باشد.(قبل از دیر زیستی)

بطور خلاصه نشانه گذار بایستی تمامی اینها را در نظر گرفته ولی براساس اهداف جنگل شناسی اقدام به نشانه گذاری نماید. در واقع تمامی این تعاریف که غالباً سن درخت را مد نظر قرار داده اند در نظام جنگل شناسی کلاسیک مطرح می باشد.

تبدیل و تغییر فرم جنگل

تبدیل و تغییر فرم اززمانی شروع شد که جنگل بانان سعی داشتند فرمهای شاخه زاد را به دانه و شاخه زاد و یا فرمهای دانه و شاخه زاد را به دانه زاد تبدیل کنند در جنگلهای شمال ایران با شروع طرحهای جنگلداری در مناطق پایین بند و میان بند(راشستانهای طبیعی) مسئله تبدیل فقط در جنگلهای مناطق پایین دست و تبدیل جنگلهای مخروبه و یا شاخه زاد به جنگلهای دانه زاد یا جنگلهای تولیدی مطرح شد و مورد عمل قرار گرفت.

تبدیل یا conversion

طرحهای تبدیلی (طرحهای کنورسیون) شامل طرحهایی بودند که جنگل مورد طرح (مخروبه و شاخه زاد) قطع یکسره می شدند و سپس جنگل کاری صورت می گرفت، در طرحهای تبدیلی همزمان با وارد شدن سوزنی برگان هدف همیشه همراه با تعویض گونه بوده است. بنابراین عمل تبدیل عبارت است از تبدیل تودۀ جنگلی (روش جنگلداری) از طریق قطع یکسره همراه با تغییرگونه می باشد.

تغییر(Transformation)

تبدیل جنگلهای دانه و شاخه زاد و جنگلهای مخروبه به جنگلهای تولیدی به غیر از راه قطع یکسره و جنگل کاری توسط اجرای مداوم عملیات پرورشی نیز امکان پذیری می باشد. برای این کار روش تغییر استفاده می شود به عبارت دیگر این روش بدون تعویض گونه درختی به کار برده می شود. و منظور تغییر فرم جنگلی یا تغییر گونه و ساختار جنگل از طریق اجرای عملیات پرورشی است. عمل تغییر یا تبدیل تدریجی مستلزم زمان زیادی است ولی مزیت آن تقویت توده و حفظ اکوسیستم جنگل است.

امروزه در اکثر کشورهای توسعه یافته تبدیل آنی از طریق قطع یکسره سراسری منسوخ شده است و درچارچوب جنگل شناسی همگام با طبیعت به جز در مواردی که راه دیگری جز قطع یکسره نباشد و آن هم در سطوح کوچک کمتر از 3/0هکتار از آن استفاده می شود.

تبدیل جنگلهای مخروبه

در جنگلهای شمال خصوصاً در مناطق و پایین بند قسمتهای وسیعی از جنگل به دلیل شرایط اجتماعی خاص(وجود روستاهای جنگلی و حضور دامدار و چرای دام) تبدیل به جنگلهای نامتعادل(مخروبه) گردیده اند. لذا تبدیل یک چنین جنگلهایی به جنگلهای تولیدی از اولویت خاص برخود دارند.

مشخصات جنگلهای مخروبه

1- در صد تاج پوشش جنگل کمتر از 30% باشد.

2- موجودی در هکتار(حجم سرپای جنگل) کم است(کمتر از 100 متر مکعب و رویش کمتر از یک متر مکعب در هکتار)

3- تراکم و درجه تراکم جنگل کم باشد.

4- نوع گونه ها(گونه های اصلی جامعۀ جنگلی نباشد و غالباً از گونه های مهاجم و پیشاهنگ تشکیل شده باشند)

5- وضیعت خاک جنگل فشرده و فاقد تجدید حیات باشد.

6- فضای خالی و پراکنده  پوشیده از تمشک همراه با تک درختان پیر و فرتوت پراکنده در سطح تودۀ جنگل وجود داشته باشد.

7- فون جنگل نیز فقیرباشد.

برای تشخیص جنگل تخریب شده (نامتعادل) حداقل بایستی چند تا از مشخصات فوق را داشته باشند و صرفاً به دلیل داشتن یک مشخصه کافی نیست.(مثلاً نوع گونه)

روشهای مختلف تبدیل جنگلهای مخروبه

برای تبدیل جنگلهای مخروبه به جنگلهای تولیدی معمولاً سه روش ذیل به کاربرده می شود.

1- روش اکولوژیکی

برخی از اکولوژیست ها معتقدند که در جنگلهای مخروبه نبایستی هیچ گونه دخالتی صورت بگیرد بلکه می توان با اجرای عملیات کمکی نظیر خراش سطحی حذف رستنیهای مزاحم و بذر کاری در سطوح خالی سرعت احیاء این جنگلها را سرعت بخشید. به عبارت دیگر اکوسیستم جنگل براساس سیر مراحل توالی، به تدریج وطی زمان طولانی خود را احیاء نماید.

     درختی پیشگام(جنگل اوّلیه) ظهور گونه ها علفی و درختچه ای   مرحله تخریب (جنگل تخریب )شده

                                (climax)جنگل نهایی یا کلیماکس (sub climax)جنگل بینابینی  گونه های

روش اکولوژیکی از جنبۀ ایجاد یک جنگل پایدار بدون صرف هزینه قابل توجه می باشد. و روش مناسبی است ولی باتوجه به اینکه در این روش احیاء جنگلهای مخروبه طولانی مدت می باشد، در کوتاه مدت از نظر اقتصادی توجیه پذیر نیست و گاهی  به دلیل مسائل خاص اجتماعی و اقتصادی منطقه(تجاوز و تصرف) و اعمال مدیریت جنگل(جنگلداری) در منطقه ایجاب می کند تااین جنگلهای با سرعت بیشتری احیاء گردند.

2- روش فشرده(Entensive)

این روش در نقطه مقابل روش اکولوژیکی قرار دارد. در این روش احیاء جنگلهای مخروبه از طریق قطع یکسره(تبدیل آنی) همراه با جنگل کاری در سطح وسیع انجام می گردد. گرچه در این روش احیاء جنگلهای مخروبه خیلی سریع و از طریق مصنوعی انجام می گردد ولی مستلزم صرف هزینۀ زیاد نهال کاری و عملیات مراقبتی است. ضمناً جنگلهایی که از این  طریق احیاء می گردند(به شیوۀ مصنوعی) از پایداری لازم و کافی برخوردار نیستند. از این روش بیشتر در غالب زراعت چوب و یا در مناطق کم شیب و کم مخاطره جنگلی که دارای شرایط توپوگرافی واقلیمی مساعدی است و یا در اراضی کشاورزی می توان استفاده نمود استفاده از روش فشرده یا قطع  یکسره وسیع در اکثر کشورهای توسعه یافته خصوصاً  در مناطق کوهستانی به دلیل مخاطرات زیست محیطی و اکولوژیکی که دارد، منسوخ گردید.

3- روش غیر فشرده(Extensive)

احیاء جنگلهای مخروبه به روش اکولوژیکی اگر چه از نظر زیست محیطی مناسب و کم مخاطره است ولی به دلیل صرف زمان طولانی ممکن است مشکلات و مسائلی را در مدیریت جنگل ایجاد نماید یا  در برخی از موارد به دلیل نیاز بازار به چوب این روش جوابگو نمی باشد از طرفی استفاده از روش فشرده (تبدیلی آنی) و قطع یکسره وسیع خصوصاً در مناطق کوهستانی به دلیل مسائل زیست محیطی و اکولوژیکی که ایجاد می کند قابل توصیه و مناسب نمی باشد. در چنین مواقعی جهت احیاء جنگلهای مخروبه و تبدیل آن به جنگلهای تولیدی بجای استفاده از روش قطع یکسره سراسری، می توان از طریق تغییر تدریجی و  با اجرای عملیات پرورشی و کمکی مداوم و مستمر اقدام نمود. و فقط در موارد استثنایی که راه دیگری جز قطع یکسره نباشد می توان از روشهای قطع یکسره لکه ای یا نواری متناوب در سطوح کم و در  نوارهای کم عرض باشدت کم اقدام نمود. در این خصوص از عملیات کمکی و مراقبتی نظیر خراش سطحی- بذرکاری، بذر باشی، قطع رستنیهای مزاحم و نهال کاری درحفرات و فضای خالی نیز استفاده می گردد.

بطور خلاصه چناچه زمان طولانی احیاء جنگلهای مخروبه به روش اکولوژیکی مسائل ومشکلاتی را درخصوص مدیریت جنگل(جنگلداری) ایجاد نکند، بهترین روش می باشد زیرا با شرایط طبیعی و اکوسیستم جنگل کاملاً سازگار بوده و مطابقت دارد. در غیر اینصورت روش غیر فشرده(بینابینی) روش مناسبی احیاء جنگلهای مخروبه می باشد. البته درمساحتهای کوچک می توان با ایجاد جنگل پیشگام و پرستار که از گونه ها نور پسند و سریع الرشد تشکیل یافته و غالباً جز گونه های پشاهنگ هستند مثل سفیدپلت توسکا، افرا با فواصل زیاد از یکدیگر استفاده نمود.

درخصوص توده های خالص خرمندی در جنگلهای پایین بند که از نظر تراکم و تاج پوشش قابل قبول هستند نبایستی از طریق قطع یکسرۀ سراسری وسیع اقدام نمود زیرا این جنگلها مخروبه نیستند بلکه اینگونه جنگلها، جنگلهای دست خورده، دخالت شده و نیمه مخروبه همراه با چرای دام هستند که استخوان بندی اصلی شرایط ایجاد جنگل تولیدی را دارند. اگر فشار تولید چوب و بهره برداری برای صنایع چوب وجود نداشته باشد. می توان با اعمال برشهای اصلاحی و پرورشی به تدریج این توده ها را به سمت توده های قابل قبول و جنگل تولیدی سوق داد البته در صورتی که درختان مادری بطور پراکنده وجود داشته باشند ویا چرای دام وجود نداشته باشد. در صورتی که نیاز بازار چوب و صنایع چوب ایجاد کند می توان از طریق برشهای قطع یکسره نواری و یا لکه ای در نوارهای کم عرض و سطوح کم(کمتر از3/0 هکتار) و سپس نهال کاری با گونه های مرغوب سریع الرشد نظیر افرا- توسکا، سفید پلت اقدام نمود، یعنی درصد حضور گونه های خرمندی را به تدریج کاهش داد زیرا گونۀ خرمندی جزء گونه های اصلی جامعۀ جنگلی ما نمی باشد و به عنوان گونه پیشاهنگ و (پیشگام) و میهمان محسوب می شود.

اهداف نشانه گذاری

قبل از نشانه گذاری بایستی هدف از نشانه گذاری دقیقاً مشخص گردد به عبارت دیگر هدف نشانه گذاری همواره باید روشن و مشخص باشد ونشانه گذار باید بداند که برای رسیدن به چه هدفی و در چه نوع جنگلی با چه ساختاری و ترکیبی نشانه گذاری را انجام دهد، به عنوان مثال باید بداند که آیا قرار است جنگل بسوی دانه زاد همسال یا ناهمسال سوق داده شود؟ آیا تجدید حیات بصورت طبیعی صورت می گیرد یا مصنوعی؟ ترکیب و ساختار تودۀ جنگلی باقیمانده چگونه باید باشد؟ بنابراین خیلی از این سوألات بایستی قبل از نشانه گذاری مطرح و پاسخ  لازم ارائه گردد.

خصوصیات یک نشانه گذار

نشانه گذاری مهمترین کار یک مهندس جنگل در واحد تولید بیولوژیکی است، به نحوی که آینده جنگل را تضمین می کند. از اینرو یک نشانه گذار بایستی درخصوص علوم مختلف جنگل آشنایی کامل داشته باشد، دقیق و با احساس باشد و با عجله وسریع کار کردن در امر نشانه گذاری بیهوده است، لذا فرد نشانه گذار باید وقت کافی، حوصله و علاقه لازم به این کار را داشته باشد ویک جنگل شناس و جنگلدارخوب و قابل اعتماد باشد.

موضوع مهم دیگر اینکه در حین نشانه گذاری یک فرد نشانه گذار بایستی کلیۀ مسائل اکولوژیکی، جنگل شناسی، اقتصاد جنگل، بهره برداری و نحوۀ خروج چوب آلات، خاک شناسی و فرسایش خاک، حفظ منظر طبیعی و خیلی از موارد ریز دیگر را همزمان مورد توجه و تعمق قرار دهد.

برای انتخاب درختان حتماً بایستی دلایل کافی داشته باشد(حداقل بیش از دو تا سه دلیل) و چناچه در انتخاب تردید داشته باشد بایستی از انتخاب درخت صرف نظر کند. مسئله مهمی که نشانه گذار بایستی حتماً بدان توجه کند جنگل گردشی، تجزیه و تحلیل و تطبیق دادن محتویات کتابچه(تشریح توده) و اهداف طراح با وضیعت موجود تودۀ جنگلی مورد نظر می باشد به عبارت دیگر بایستی پس از جنگل گردشی یک استراتژی خاصی را که بتواتند او را در رسیدن به اهداف مورد نظر سوق دهد، در ذهن خود طراحی کند.

نشانه گذار بایستی وقت کافی داشته باشدو واز شرایط روحی و جسمی مناسبی در حین نشانه گذاری برخوردار باشد. چنانچه احساس خستگی نماید در هر زمان یا ساعتی بایستی کار را متوقف کند زیرا در موقع خستگی امکان اشتباه هم زیاد تر است و اشتباه در نشانه گذاری را به راحتی نمی توان جبران کرد. یک نشانه گذار با تجربه همیشه مصالح جنگل را در نظر می گیرد به عبارت دیگر نشانه گذار بایستی پس از خاتمه کارنشانه گذاری از نظر وجدانی، اخلاقی و عملی از کار خویش راضی باشد.

شدت نشانه گذاری

شدت نشانه گذاری را تودۀ جنگلی مورد عمل مشخص می کند و نبایستی صرفاً با اعداد و ارقام از قبل تعیین شده وارد تودۀ جنگلی شد. اگر چه برای یک قطعه یا در سطح یک سری امکان برداشت توسط طراح مشخص می گردد ولی در عمل در داخل توده، نشانه گذار بایستی ملاک و شدت برداشت را در رابطه با وضیعت رویشگاه خصوصیات توده و در رابطه با هدف تعیین کند. به عبارت دیگر محاسبۀ امکان برداشت در سطح یک قطعه یا سری یک نوع محاسبۀ کلی است لذا در حین نشانه گذاری نبایستی صرفاً بر این اساس(پرکردن جدول برش) اقدام به نشانه گذاری کرد. معیار خوب بودن نشانه گذاری نبایستی هیچ گاه در رابطه با میزان و مقدار حجم نشانه گذاری باشد. یعنی کم یا زیاد بودن حجم نشانه گذاری نمی تواند معیار خوبی برای کیفیت نشانه گذاری باشد، به طور کلی می توان گفت که شدت های کم نشانه گذاری ولی با فواصل منظم برای جنگل نسبت به شدت های زیاد ولی با فواصل نامنظم داری نتایج مطلوب تری است.

بطور خلاصه شدت نشانه گذاری در رابطه با هدف و براساس تراکم، ابعاد،سن، کفیت میزان رویش ساختار جنگل و وضیعت رویشگاه(شکل زمین، شرایط توپوگرافی- وضیعت خاک) و در نهایت با توجه به مسائل اجتماعی و اقتصادی منطقه(مدیریت جنگل) تعیین می گردد.

زمان و فصل نشانه گذاری

بهترین فصل نشانه گذاری، درجنگلهای پهن برگ خران کننده دورۀ رویش گیاهی است(از اردیبهشت تا پایان مهر) چون در این زمان وضیعت تاج پوشش، رقابت تاجی، پوشش علفی و درختچه ای و تجدید حیات و غیره قابل رویت است و برای تصمیم گیری جهت انتخاب درخت کمک زیادی می کند. علاوه برفصل رویش گیاهی هوای مناسب نیز برای اجرای یک نشانه گذاری صحیح مهم است. در هوای مه آلود و بارانی بهتر است نشانه گذاری متوقف شود.

کنترل نشانه گذاری

کنترل عملیات نشانه گذاری و درختان از اهمیت زیادی برخوردار است به عبارت دیگر نشانه گذار بایستی قبل از نشانه گذاری جهت حرکت خود را مشخص نماید و طوری آن را انتخاب کند که دسترسی به تمام نقاط و همۀ درختان به سهولت امکان پذیر باشد. علاوه بر آن کنترل تمامی درختان، نوع گونه، ابعاد و شماره درخت ثبت شده وتوسط چکش بر روی تنه درختان بایستی با دقت لازم علامت گذاری گردد. ناظر طرح جنگلداری بایستی در حین نشانه گذاری  همراه نشانه گذار باشد و بهتر است مسئول قطع و بهره برداری نیز حضور داشته باشد. در پایان بهتر است پس از اجرای عملیات قطع، محوطه برش مجدداً توسط نشانه گذاری مورد بازدید و کنترل قرار بگیرد تا نشانه گذار نتیجه کار خویش را عیناً مشاهده نماید.



تاریخ : سه شنبه 26 آذر 1392 | 10:16 ب.ظ | نویسنده : حسیـن شـــــــریفی طـــــــولارود | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic